أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

42

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

در طول و در عرض و چون اضلاع اين شكل متساوى باشد بايد كه دروز حاصله در ان هم متساوى باشد چنان كه درزى باشد از جانب طول از مقدم سر تا موخر آن و درزى ديگر باشد عرضى كه در وسط عرض باشد از جانب گوش راست بجانب چپ يا از جانب چپ بجانب راست و نمىتواند بودن كه دو جهتى ازين دو جهت طول و عرض آن مقدار آن چيزى كمتر شود و الا لازم آيد كه از جوهر دماغ چيزى كم شود و اين معنى موجب فساد و هلاك مىشود و ازين جهت است كه جالينوس قول بقراط را صواب دانسته است در آنكه اشكال سر چهار است يكى شكل طبعى و سه شكل غير طبعى فصل سوم در تشريح عظام باقيه از ما دون قحف بدانكه بعد از استخوان قحف كه دو استخوان باشد بر بالاى دو استخوان ديگر از قدام و خلف و اين چهار استخوان بود در گرد مغز سر و يك استخوان ديگر در زير اين جمله كه آن استخوان قاعده سر گويند و اين چهار استخوان را جدران يعنى چهار ديوار پس مجموع استخوانهاى سر كه كاسه سر باشد هفت استخوان باشد و از جانبين كه آن را عظم حجرى گويند بسبب صلابت آن و سوراخ دو گوش درين دو استخوان بود و حد آن از بالاى درز قشرى باشد و از زير درزى كه از زير سوراخ گوش بگذرد و يك جانب آن از اقدام بدرز اكليلى متصل شود و از جانب خلف بدرز لامى و دو ديوار ديگر يكى از جانب قدام بود و ديگرى از جانب خلف اما آنچه از جانب قدام بود جدا و از جانب بالاى درز اكليلى باشد و از جانب زير درزى كه از يك جانب درز اكليلى مرور كند و بجانب ديگر عبور كند در زير ابرو و از جانب خلف استخوانى ديگر بود كه آن را جدار خلف گويند و آن استخوانى باشد در غايت صلابت از جهت آنكه در معرض آفات بود و از حراست حس غائب بود و حد آن از جانب بالاى درز لامى باشد و از جانب تحت درزى كه مشترك باشد ميان او و استخوان قاعده و اما استخوان قاعده و ان استخوانى باشد در غايت صلابت از جهت آنكه او را دو جهت باشد از براى اهتمام يكى آنكه حمل جدران اربعه تواند كردن دوم آنكه چون در زير دماغ بود و پيوسته فضول دماغى به آن منصب مىشود و از انصباب آن رخاوت و ضعف حادث مىشود پس آن را صلبا آفريدند بدين دو سبب و اين دو سبب موجب سبب صلابت باشد در خلقت او ديگر آنكه اگر لين بودى قابل عفونت بودى بسبب انصلاب فضول دماغى و كثرت آن و دوام آن و ديگر دو استخوان ديگر باشد از دو جانب صدغ ميان دو جدار يكى جدار قدامى دوم جدار حسى از دو طرف صدغ و آن را عظمين زوج مىگويند و چون تركيب كنند دروز را با يكديگر صورتى پديد مىآيد - فصل چهارم در بيان تشريح فكين اعلى و اسفل و انف اما فك اعلى از جانب بالا محدود مىشود بدرزى كه مشترك است ميان قاعده و جدار از جانب قدام و از جانب زير درزى باشد كه عبور مىكند بر منابت اسنان آنجا كه دندانها برامده است و از جانبين درزى باشد از محاذى دو گوش ابتدا مىكند از آخر درز اكليلى از دو جانب چنان كه از آخر درز ماز در تحت حاجب بنياد كند و بجانب صدغ از حوالى اذن كه محل اشتراك درز عظم وتدى باشد از وراى اضراس باز ميل كند بجانب ديگر از فك و آن منتهاى آن درز بود بعد از ان اندك ميلى بجانب انسى وجه مىكند و درزى ديگر پديد مىشود كه فارق مىشود در ميان درزى كه از ناصيه اذن آمده باشد با آن قطع اعلاى حنك كرده باشند يعنى درزى كه از جانب زير فك از منابت اسنان باشد و اما درزى چندى كه داخل باشد در حنك و فك اعلى بدين مثابه باشد كه ذكر آن كرده شود چنان كه درزى كه گفته‌اند كه درزى كه اولا در فك اعلى رسم مىشود آن باشد كه ابتدا كند از وسط درز عرض كه در اعلى فك اعلى بود نزديك بمنبت ابرو و استقامت به زير آيد تا برسد بميان دو دندان ثنيا و همچنين درزى ديگر از جانب راست درز مستقيم نزول مىكند تا مىرسد به ما بين دندان نيش و رباعى و همچنين درزى ديگر به همان وتيره از جانب چپ نزول مىكند از جانب چپ بميان ناب و رباعى مىرسد و درين دو درز نسبت بدرز اول اندك ميلى باشد بجانبين يمين و يسار پس سه خط در محاذى يكديگر كه مبدأ هر سه خط يك نقطه باشد از خط عرضى كه بر بالاى فك اعلى باشد در تحت ابرو و منتهاى خط وسطى ميان دو ثنيا بود و منتهاى آن دو ديگر ميان ناب و رباعى از دو جانب